لینک های مفید
راه نجاتچرا مسيحي نيستم؟راه مسیحگفتگوهای من و مسیحیانهزار سوال سادهدر جستجوی حقیقتاهدنا الصراط المستقیماسلام آیین برادری
کتابخانه
منوی سایت
ورود به سایت
خروج از سایت / اطلاعات شخصی
Article
مادر مسیح نامش مریم دختران عمران بود، مادر مریم بهوی حامله شد و نذر کرد فرزنددر شکم خود را، بعد از زائیدن محرر کند یعنی خادم مسجد کند، و او در حالیاین نذر رامیکرد که میپنداشت فرزندش پسر خواهد بود ولی وقتی او را زائید و فهمید که او دختر است، اندوهناک شدو حسرت خورد و نامش را مریم یعنی خادمه نهاد، پدر مریم قبل از ولادت او ازدنیا رفته بود، بناچار خود او دخترش را در آغوشگرفته به مسجد آورد و او را به کاهنان مسجدکه یکی از آنان زکریا بود تحویل داد، کاهنان در باره کفالت مریم با هممشاجره کردند و درآخر به این معنا رضایت دادند که در این باره قرعه بیندازند و چون قرعه انداختند زکریا برنده شدواو عهدهدار تکفل مریم گشت تا وقتی که مریم به حد بلوغ رسید، در آن اوان، زکریا حجابیبین مریم و کاهنان برقرارنمود و مریم در داخل آن حجاب مشغول عبادت بود و احدی بجز زکریابر او در نمیآمد و هر وقت زکریا بر او در میآمد وداخل محراب او میشد، رزقی نزد اومییافت، روزی از مریم پرسید: این رزق از کجا نزد تو میآید: گفت: از نزدخدا و خدا بههر کس بخواهد بدون حساب روزی میدهد و مریم ع صدیقه و به صمتخدا معصومبود، طاهره بود، اصطفاء شده بود،محدث و مرتبط با ملائکه بود.ملکی از ملائکه به او گفت کهخدا تو را اصطفاء و تطهیرکرده، مریم از قانتین بود و یکی از آیات خدا برای همه عالمیان بود.
اینها صفاتیاست برای مریم که آیات زیر بیانگر آن است (1).
بعد از آنکه مریم به حد بلوغ رسید و در حجاب(محراب)قرارگرفت، خدای تعالی روحرا(که یکی از فرشتگان بزرگ خدا است)نزد او فرستاد و روح به شکل بشریتمام عیار دربرابر مریم مجسم شد و به او گفت که فرستادهای است از نزد معبودش، و پروردگارش وی رافرستاده تا بهاذن او پسری به وی بدهد، پسری بدون پدر، و او را بشارت داد به اینکه به زودی ازپسرش معجزات عجیبی ظهور میکندو نیز خبر داد که خدای تعالی به زودی او را بهروح القدس تایید نموده، کتاب و حکمت و تورات و انجیلش میآموزد و به عنوان رسولی به سوی
............................................ (1)سوره آل عمران، آیه35 - 44، سوره انبیا، آیه 91، سوره تحریم، آیه 12.
صفحه : 442
بنی اسرائیل گسیلش میدارد، رسولی دارای آیات بینات،و نیز به مریم از شان پسرش وسرگذشت او خبر داد، آنگاه در مریم بدمید و او را حامله کرد، آنطور که یک نفرزن به فرزندخود حامله میشود، این مطالب از آیات زیر استفاده میشود: آل عمران، آیه 35 - 44.
آنگاه مریم به مکانی دور منتقل شد و در آنجا درد زائیدنشگرفت و درد زائیدن او را بهطرف تنه نخلهای کشانید و با خود میگفت: ای کاش قبل از این مرده و از خاطرههافراموششده بودم، من همه چیز را و همه چیز مرا از یاد میبرد، در این هنگام از طرف پائین وی ندایش داد: غم مخور که پروردگارت پائین پایت نهر آبیقرار داده، تنه درخت را تکان بده تا پی در پیخرمای نورس از بالا بریزد، از آن خرما بخور و از آن آب بنوش و از فرزندیچون من خرسند باش، اگر از آدمیان کسی را دیدی که حتما خواهی دید، بگو من برای رحمان روزه گرفتهام و بههمین جهتامروز با هیچ انسان سخن نمیگویم، مریم چون این را شنید از آنجا که فرزند خودرا زائیده بود به طرف مردم آمد در حالی کهفرزندش را در آغوش داشت(1) و به طوری که از آیاتکریمه قرآن بر میآید حامله شدنش و وضع حملشو سخن گفتن او و سایر شؤون وجودش از سنخهمین عناوین در سایر افراد انسانها بوده.
مردم و همشهریان مریم وقتی او را به این حال دیدند، شروعکردند از هر سو به ویطعنه زدن و سرزنش نمودند چون دیدند دختری شوهر نرفته بچهدار شدهاست، گفتند: ای مریمچه عمل شگفتآوری کردی!، ای خواهر هارون نه پدرت بد مردی بود و نه مادرت زناکار، مریم اشاره کردبه کودکش که با او سخن بگوئید، مردم گفتند: ما چگونه با کسی سخن گوئیمکه کودکی در گهواره است، در اینجاعیسی به سخن درآمد و گفت: من بنده خدا هستم، خدای تعالی به من کتاب داد و مرا پیامبری از پیامبران کرد و هر جا کهباشم با برکتم کرد و مرابه نماز و زکات سفارش کرد، مادام که زنده باشم بر احسان به مادرم سفارش فرمود و مرا نه جبارکرد ونه شقی، و سلام بر من روزی که به دنیا آمدم و روزی که میمیرم و روزی که زنده برمیخیزم. (2) پس این کلام کهعیسی در کودکی اداء کرد، به اصطلاح علمی، نسبت به برنامه کارنبوتش براعت استهلال بوده(براعت استهلال به این معنااست که نویسنده کتاب در حمد وثنای اول کتابش کلماتی بگنجاند که در عین اینکه حمد و ثنای خدا است اشارهای هم باشد به
............................................ (1)سوره مریم، آیه 20 - 27. (2)سوره مریم، آیه 27 - 34.
صفحه : 443
اینکه در این کتاب پیرامون چه مسائلی بحث میشود)، عیسی عهم با این کلماتخود فهماند که به زودی علیه ظلم و طغیان، قیام نموده و شریعت موسی ع را زندهواستوار میسازد و آنچه از معارف آن شریعت مندرس و کهنه گشته تجدید میکندو آنچه ازآیاتش که مردم در بارهاش اختلاف دارند بیان و روشن میسازد.
عیسی ع نشو و نما کرد تا به سن جوانی رسید وبا مادرش مانند سایر انسانهاطبق عادت جاری در زندگی بشری میخوردند و مینوشیدند و در آن دو مادامکه زندگیمیکردند تمامی عوارض وجود که در دیگران هست وجود داشت.
عیسی ع در این اوان به رسالت به سوی بنی اسرائیل گسیلشد و مامور شد تاایشان را به سوی دین توحید بخواند، و ابلاغ کند که من آمدهام به سوی شما و بامعجزهای ازناحیه پروردگارتان آمدهام و آن این است که برای شما(و پیش رویتان)از گل چیزی به شکلمرغ میسازمو سپس در آن میدمم، به اذن خدا مرغ زندهای میشود و من کور مادرزاد و برصیغیر قابل علاج را شفا میدهم و مردگانرا به اذن خدا زنده میکنم و بدانچه میخورید وبدانچه در خانههایتان ذخیره میکنید خبر میدهم، که در اینبرای شما آیتی است بر اینکهخدا رب من و رب شما است و باید او را بپرستید.
عیسی ع مردم را به شریعت جدید خود که همان تصدیقشریعت موسیع است دعوت میکرد، چیزی که هست بعضی از احکام موسی را نسخ نمود و آنحرمت پارهایاز چیزها است که در تورات به منظور گوشمالی و سختگیری بر یهود حرام شده بودو بارها میفرمود: من با حکمت بهسوی شما گسیل شدهام، تا برایتان بیان کنم آنچه را کهمورد اختلاف شما است و نیز میفرمود: ای بنی اسرائیل من فرستادهخدا به سوی شمایم، درحالی که تورات را که کتاب آسمانی قبل از من بوده تصدیق دارم و درحالی که بشارت میدهمبه رسولی که بعد از من میآید و نامش احمد است.
عیسی ع به وعدههائی که داده بود که فلان و فلان معجزه را آوردهاموفا کرد، هم مرغ خلق کرد و هم مردگان را زنده کرد و هم کور مادرزاد و برصی را شفا داد و هم به اذنخدا از غیب خبر داد.
عیسی ع همچنان بنی اسرائیل را به توحید خدا و شریعتجدید دعوت کرد تاوقتی که از ایمان آوردنشان مایوس شد، و وقتی طغیان و عناد مردم را دید و استکبار کاهنانواحبار یهود از پذیرفتن دعوتش را مشاهده کرد، از میان عده کمی که به وی ایمانآورده بودندچند نفر حواری انتخاب کرد تا او را در راه خدا یاری کنند.
صفحه : 444
از سوی دیگر یهود بر آن جناب شورید و تصمیم گرفت او رابه قتل برساند، ولی خدایتعالی او را از دستیهود نجات داد و به سوی خود بالا برد و مساله عیسی ع براییهودمشتبه شد، بعضی خیال کردند که او را کشتند، بعضی دیگر پنداشتند که به دارش آویختند، خدای تعالی فرمود: نه آن بود و نه این،بلکه امر بر آنان مشتبه شد (1) ، این بود تمامی آنچه قرآنکریم در داستان عیسی و مادرش فرموده است.
---------------------------
(1)"آل عمران، 45 - 58"، "زخرف، 63 - 65"، "صف، 6 - 14"، "مائده، 110 - 111"، "نساء، 157 - 158".
صفحه اصلی بانک مفالات اخبار فیلم فراتر از فتنه ارتباط با ما
Info@Ngoic.Com